تبلیغات
اندیشمند - پایان جهان نزدیک است ؟ !!!
اندیشمند

پایان جهان نزدیک است ؟ !!!

یکشنبه 1388/06/15

نویسنده: زاهد نورانی | طبقه بندی:فیزیک، 

گروه فناوریهای نوین: بر اساس شواهد علمی موجود و مدارک تاریخی قدیمی نظریه هایی که به احتمال نابودی جهان تا سال 2012 پرداخته است مورد بررسی قرار گرفته است. به گزارش خبرگزاری مهر، بسیاری از دانشمندان با توجه به شرایط کنونی زمین و بحرانهای موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند که می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود. به اعتقاد برخی نظریه ها پایان یافتن جهان که در تقویم باستانی اقوام مایان تاریخ آن سال 2012 ذکر شده است می تواند به دلایل مختلفی به واقعیت تبدیل شود. نشریه تلگراف نیز با توجه به این نظریه ها و مدارک به بررسی برخی از این دلایل و میزان احتمال تحقق آنها تا سه سال آینده پرداخته است.

حمله بیگانگان فضایی: این پدیده در ابتدا به موضوع بسیاری از آثار هنری علمی تخیلی تبدیل شد اما به تدریج محققان دریافتند که نگرانی از حمله بیگانگان به زمین رو به افزایش است. تعداد موارد مشاهده یوفوها افزایش پیدا کرده و نشانه ها و مدارک زیادی از مشاهده این پدیده های غریب ارائه شده است. از جمله این شواهد تلاش دولتهای مختلف در سرتاسر جهان برای کنترل یوفوها طی 50 سال گذشته است. اما با وجود تمامی این شواهد و مدارک که بسیاری آنها را خیالی و زاده توهم شاهدان می دانند، احتمال وقوع حمله بیگانگان به زمین تا سال 2012 تنها 1 درصد تخمین زده شده است.

برخورد با زمین: هزاران انجمن اینترنتی و سایتهای مختلف اعلام کرده اند زمانی در اوایل قرن 21 میلادی سیاره ای ناشناخته با زمین برخورد کرده و یا از فاصله ای بسیار نزدیک از کنار آن عبور خواهد کرد و در نتیجه تمدن را نابود کرده و یا خسارات و دگرگونی های عظیم و جبران ناپذیری را بر روی زمین به جا خواهد گذاشت. این سیاره با نام خیالی "نیبیرو" سیاره ای در منظومه خورشیدی فرض شده است که در مداری نامنظم در حرکت بوده و هر سه هزار و 700 سال یکبار به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی راه پیدا می کند. شواهد بسیار کمی برای اثبات این نظریه ارائه شده است که از آن جمله می توان به معرفی 10 سیاره توسط ناسا در سال 2005 اشاره کرد که در خارج از منظومه خورشیدی به سر می برند و شاید تا سال 2012 به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی وارد شده و از نزدیکی زمین عبور کنند. با این همه احتمال وقوع این برخورد 2 درصد تخمین زده شده است.

بحران خورشیدی: این بحران یکی از معدود سناریوهایی است که با انتهای تقویم مایانها در ارتباط است و می تواند پایه علمی داشته باشد. در این سناریو که احتمال وقوع آن 3درصد برآورد شده است، تابشهای شدید خورشیدی و یا انفجارهای گازی در دسامبر 2012 می تواند زمین را در خود غرق کرده و نوع بشر را به همراه اکو سیستم زمین نابود سازد. تا کنون شواهدی مبنی بر وقوع چنین پدیده ای در سال 2012 ارائه نشده اما ارتباطاتی میان دوره های 11 ساله خورشیدی و چرخه زمانی تقویم مایانها یافته شده است. با این حال با وجود اینکه شعله های خورشیدی می تواند برای برخی از تجهیزات، ماهواره ها و فضانوردان مشکلاتی را ایجاد کند اما از قدرتی که بتواند زمین را حداقل تا سال 2012 ویران سازد برخوردار نخواهد بود. تنها خطر جدی که از سوی خورشید زمین را تهدید می کند، اتمام انرژی خورشید و بلعیده شدن زمین توسط این ستاره عظیم است که آن نیز تا پنج بیلیون سال آینده ممکن خواهد بود.

تغییر قطبهای مغناطیسی: بسیاری معتقدند قطبهای مغناطیسی زمین در سالهایی نه چندان دور تغییر خواهند کرد و بر الگوی چرخش مداری زمین تاثیر گذاشته و فاجعه ای بزرگ را به وجود خواهد آورد. این افراد مدارکی از تغییر قطبی زمین در گذشته ارائه کرده و معتقدند این تغییرات را می توان با مطالعه نقاط خورشیدی و تئوری میدانهای مغناطیسی مشاهده کرد. در عین حال برخی معتقدند مایانها و مصریان باستان نیز از وقوع چنین پدیده ای در آینده آگاه بوده اند اما این راز امروزه توسط دولتها مخفی باقی مانده است. محققان دانشگاه پرینستون و تولوس در فرانسه با بررسی مدارک مختلف دریافته اند که سیاره زمین در حدود 800 میلیون سال پیش دورانی را برای متعادل سازی قطبهای خود پشت سر گذاشته است. تغییر زاویه 50 درجه ای در قطب شمال طی 20 میلیون سال از جمله شواهدی است که محققان به آن دست یافته اند و بر همین اساس معتقدند امکان وقوع چنین پدیده ای وجود دارد اما طی یک میلیون سال آینده و درصد احتمال وقوع آن 10 درصد خواهد بود.

ابرآتشفشان: انفجار ابر آتشفشانی یکی از عظیم ترین انفجارهایی خواهد بود که در تاریخ بشر دیده شده و در اثر افزایش میزان ماگما در هسته زمین و عدم وجود راه فرار از این منطقه از زمین به وجود خواهد آمد. نتیجه چنین انفجاری پراکنده شدن میزان زیادی از گازهای سمی در اتمسفر زمین و پوشانده شدن قسمتهای زیادی از خشکی ها توسط ماگماها خواهد بود. تصاویری که توسط ماهواره ها طی سالهای گذشته به ثبت رسیده است نشانه هایی از تغییر را در سنگهای مذاب زیر زمینی نمایش می دهد که می تواند درصد احتمال این انفجار را 10 درصد ساخته و مدارک علمی را برای اثبات این نظریه ارائه دهد.

نقطه اوج نفتی: کاهش ذخایر نفتی جهانی قطعا واقعیتی است که می تواند به فروپاشی سرمایه گذاری و اقتصاد جهانی منجر شود. اما نظریه نقطه اوج نفتی درباره موضوع افزایش تقاضا در برابر میزان تولید بحث می کند بر اساس این نظریه زمانی فرا خواهد رسید که تقاضای این منبع انرژی از میزان تولید آن پیشی خواهد گرفت. به گزارش مهر، برخی معتقدند این پدیده در حال حاضر آغاز شده است اما برخی دیگر آغاز آن را سال 2012 اعلام کرده اند. با این همه و با وجود تلاش برای تولید منابع جایگزین انرژی احتمال وقوع این پدیده 40 درصد محاسبه شده است.

نابودی نسل زنبورها: 36 درصد از کندوهای زنبور در ایالات متحده در زمستان 2008 به دلیل اختلالی به نام اختلال نابودی کلونی زنبورها از بین رفتند. این اختلال که طی آن تمامی زنبورهای کارگر یک کندو به صورت ناگهانی می میرند و تنها زنبور ملکه به جا می ماند در چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، بلژیک، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا رواج یافته است. تا کنون دلایلی مانند آفتها، تغییرات شدید جوی و امواج تلفن همراه عوامل بروز این اختلال اعلام شده اند اما تاثیر هیچ یک از آنها تا کنون به اثبات نرسیده است و از آنجایی که تا کنون درمانی موثر نیز برای کنترل این اپیدمی ارائه نشده است، پیش بینی می شود نظریه انقراض زنبورها به زودی به واقعیتی تلخ تبدیل شود.
به گزارش مهر، با توجه به این حقیقت که پرورش بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله سویا، پنبه، دانه های روغنی مانند بادام، انگور، سیب و گلهای آفتابگردان نیازمند حضور زنبورها بوده و فعالیتهای این حشرات کوچک بر روی تولید 30 درصد از غذای جهان تاثیری مستقیم به جا می گذارد، بالاترین احتمال نابودی حیات در اثر پدیده ای طبیعی به این نظریه ارائه شده و 70 درصد تخمین زده شده است.
آلبرت اینشتین در زمان خود معتقد بود; در صورتی که زنبورها از صحنه حیات زمین محو شوند انسان تنها 4 سال برای ادامه حیات فرصت خواهد داشت و اکنون زنبورها در شرف نابودی هستند! و متاسفانه در حال حاضر تعداد انبوهی از زنبورهای عسل در سراسر جهان در حال نابودی هستند و همین امر باعث گردهمایی دانشمندان به منظور کشف دلیل این نابودی شده است. اینگونه به نظر می رسد که تنها یک دلیل باعث بروز این فاجعه نشده و نمی شود. بیماری، کمبود غذا، آفت ها و تولیدمثل در کنار هم می توانند بر روی جمعیت جهانی این حشرات سودمند تاثیرگذار باشند و حیات آنها را به خطر بیندازند. یک سوم غذای بشر به دلیل فعالیت های گرده افشانی زنبورها به این جانداران وابسته است. دو کشور آمریکا و انگلستان اعلام کردند که طی سال گذشته یک سوم از زنبورهای خود را از دست داده اند. دیگر کشورهای اروپایی نیز با فقدان تعداد زیادی از زنبورها مواجه شده اند. برای مثال ایتالیا اعلام کرده است که در سال گذشته نیمی از جمعیت زنبورهای این کشور نابود شده اند. و بر اساس گزارش های بدست آمده از هند این مرگ و میر راه خود را به آسیا نیز باز کرده است. اما در حالیکه دلایل انفرادی مانند; بیماری و آفت می تواند درگیر این واقعه باشند اطلاعات بشر از چگونگی ترکیب این عوامل کشنده با یکدیگر و بروز این فاجعه جهانی بسیار اندک است. چنین بینشی طی چند سال آینده باید شفاف شود و در همین راستا دولت آمریکا، اتحادیه اروپا و دیگر کشورها در حال صرف هزینه های گزاف برای تحقیقات بر روی زنبورها هستند. برای مثال دولت انگلستان با دو برابر کردن بودجه سالانه تحقیقات در این زمینه سالانه 400هزار پوند را برای تحقیق بر روی زنبورها طی 5سال آینده اختصاص داده است. در عین حال اتحادیه ملی زنبور در انگلستان به منظور تهیه نقشه ای جامع از میزان مرگ و میر این حشرات و تحقیق بر روی پراکندگی آنها 2/3میلیون پوند را به خود اختصاص داده است. به گفته متخصصان صرف چنین هزینه هایی بسیار حیاتی خواهد بود زیرا بدون در نظر گرفتن کل جهان، متخصصان هنوز اطلاعات کافی از دلیل شکل گیری این فاجعه در اروپا را نیز در دست ندارند. یکی از مهم ترین عوامل کشتار زنبورها آفتی است به نام «واروآ» که از سیبری شیوع یافته و تمامی کشورها به جز استرالیا را تحت تاثیر قرار داده است. آلوده شدن به این آفت به تدریج مقاومت زنبورها را در برابر بیماری های ویروسی کاهش خواهد داد و مهم تر از آن این آفت ها در برابر سمومی که به منظور کنترل آنها تولید شده اند مقاوم شده و از بین نمی روند. در آمریکا نیز ویروس ها منجر به بروز اختلالی به نام اختلال فروپاشی کلونی می شوند. طی این اختلال زنبورهای بالغ کندوهای خود را ترک کرده و ملکه و زنبورهای جوان را تنها باقی می گذارند که این پدیده به مرور باعث مرگ این اعضا از کلونی خواهد شد. به نوشته تلگراف; در مقایسه با دیگر عوامل نابودگر زنبورها، تولیدمثل در این حشرات تاثیر قابل توجهی در از بین رفتن آنها داشته است زیرا انتخاب تولید زنبورهایی با قابلیت صرف آرام و اهلی بودن و تولید عسل دیگر قابلیت های مفید این زنبورها را از بین برده است.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زاهد نورانی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← نظرسنجی

    نظرشما راجع به این وبلاگ چیست؟






← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :